![]() |
![]() |
|
| بريده هايى از زندگى نو مهاجران و رويداد ها در كانادا |
|
....و معتقده كه اگه كسى پسر و عروس شون رو چشم زده ، با اين كار به مراد خود نميرسه.....
....آقاى X در تورنتو ، گرچه بطور قلبى مايل به پى گيرى زندگى اش با خانوم Y نيست ، ولى به علت گفتگويى كه با مادرش داشته و قولى كه داده ، با چن شاخه گل به خونه بر ميگرده.......ولى از Y خبرى نيست...بعد از چندين ساعت ، Y به خونه بر ميگرده در حاليكه تعدادى ساك خريد در دست داره.....با ديدن X ، انگار كه اصلا كسى اونجا نيست به سمت ديگه آپارتمان ميره و خودش رو با منظم كردن چمدون هاش مشغول ميكنه... آقاى X از برخورد سرد Y حالش بد شده و در يك لحظه تصميم ميگيره بدون كوچكترين حرفى برگرده.....ولى به ياد صحبت هاى مادرش ميافته........و به سمت Y ميره......خانوم Y همچنان به X بى توجهى ميكنه انگار كه اصلا اون وجود نداره......آقاى X ميگه " سلام " --برو به كارت برس... دست از سرم بردار....
--كمى صبر داشته باش...من رو هم در نظر بگير...دو جا كار ميكنم...زير بار قرض هستم....داره بهم فشار مياد ..خوب عصبى هم ميشم.....به جاى اينكه روبروى من بايستى ،بيا كنارم و كمك ام كن...تا زندگى رو با هم بسازيم.... اين بار Y كفرى ميشه و دسته گل X رو بر ميداره به سمت اش پرتاب ميكنه و ميگه: X ديگه كنترل اش رو از دست ميده و ميگه: ادامه داره
|
|
+ نوشته شده در
2011/11/16ساعت 20:22 توسط كانادا كليپ |
|
|
...و هيچ چاره اى جز جدايى نيست.....
پدر X سر در گم شده.....چون ميبينه كدخدا منشى هايى كه در ايران كار سازه ، در كانادا كار ساز نيست....اون زشتى و كراهتى كه جدايى در ايران داره يا پيامد هاى بد طلاق در ايران ، مثل اينكه در كانادا موجود نيست..چون هم پسرش هم عروسش به راحتى در مورد جدايى صحبت ميكنن..... پدر X تصميم ميگيره با پدر Y تماس بگيره و خواهش كنه كه اونم با X و Y صحبت كنه....ولى منصرف ميشه...چون فكر ميكنه پدر Y با زبون تندى كه داره كار رو بيشتر خراب ميكنه.........به فكرش ميرسه كه مادر X صحبت كنه ...... --سلام پسرم --پسرم....تحمل داشته باش...دست زنت رو بگير بيا ايران يه مدت بمون..همه چى درست ميشه.... --چه قد مزخرف ميگى......مگه چه گلى به سر خانومت زدى؟...طفلك رو مملكت غريب بردى اسير كردى..حالا هم طاقچه بالا ميزارى؟دست از اين حماقت بردار مگه زن لباس تنه كه ميخواى عوض كنى؟
ادامه داره |
|
+ نوشته شده در
2011/11/4ساعت 20:5 توسط كانادا كليپ |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
درك اشتياق دوستان براى مهاجرت، خصوصا كانادا، انگيزه اى شد تا دورنمايى مختصر از زندگى نو مهاجران (به ويژه ايرانيان در تورنتو )و رويداد هاى كانادا بازگو شود تا شايد كمكى بسيار كوچك به انتخاب و تحليل اين عزيزان در مدتى هر چند كوتاه بنمايد .
از سوى ديگر، مرور گاه و بيگاه تار نما ها و وبلاگ هايى در مورد كانادا ،با عنوان هاى مهاجرت،تحصيل،كار،زندگى.......و ده ها موضوع مفيد ديگر دليلى شد تا تكه كوچك ديگرى از اين جورچين (پازل) مكان يابى شده و با كمك ديگر دوستان به شكلى منطقى و قابل قبول و بدور از ديدگاه هاى شخصى در محل خود قرار گيرد. اميداينكه اين تكه ها درمكان درست جاى گيرند و نقطه اتكايى براى ديگران باشند. |
| پیوندهای روزانه |
|
--- وبلاگ خداحافظ كانادا --- وبلاگ كانادا مدينه فاضله؟!(مهاجرت به کانادا، آری یا نه؟) --- وبلاگ حميد يك متقاضى مهاجرت به كانادا با ويلچر آرشیو پیوندهای روزانه |
|
RSS
|