![]() |
![]() |
|
| بريده هايى از زندگى نو مهاجران و رويداد ها در كانادا |
|
ساعت هاى 7.. 8 بود كه رسيدم...خواهرم و همسرش و خواهر زاده هام و همينطور نامزد هاشون همه بودن..........احوالپرسى گرمى بعد يه سال انجام داديم......خوب همه هم لباس رسمى و مهمونى...منم كه عادت به كت و شلوار و كراوات از اين چيز ا ندارم با شلوار جين و پيراهن!...... صحبت گل انداخت و همه هم يكصدا كه خوب شد رفتى..اينجا كه هر روز دريغ از ديروز!....حالا همه هم دانشگاه ديده و اروپا رفته ولى توريستى !...خوب قطعا مسافرت توريستى خوش ميگذره ولى مهاجرت چيز ديگه اس...... هر چى از مشكلات كارى و فرهنگى و سيستم پزشكى كانادا ميگفتم داستان " نرود ميخ آهنين در سنگ" بود.....پيدا بود كه در ايران اينقد دافعه اقتصادى اجتماعى فرهنگى ايجاد شده كه صرفا هدف رفتن شده ، نه تفكر در مورد جاذبه و شرايط اونور آب....... اين تب رفتن به اروپا و آمريكا و استراليا هم بيشتر تو قشر جوونه...قشر مسن و ميانسال عملا تو اين بازى نيستن...چون به قول دامادمون كه ميگفت: برا من و خواهرت همينجا بهتره...خونه و ماشين و ويلا مون رو داريم ..درامد مون هم بد نيست خارج هم كه سالى يه بار رو ميريم..حالا بريم خارج بمونيم بگيم چند منه؟!!....ولى برا بچه ها كه تازه اول كارن خوبه ما همينجا راحتيم... گفتم زحمتى كه بچه ها ميخان اونور بكشن ، نصف اش رو همينجا بكشن كلى جلوتر هستن...كه خواهر زاده ها و نامزد هاشون با خنده و با هم گفتن..پس چرا شما 10..15.. ساله كه رفتى و موندگار شدى؟...گفتم منم جوون بودم و جاهل !...فكر ميكردم زندگى كه همه اش پول و تحصيل نيست !...آرامش ميخواستم.....ولى بعد چن سال موندن ديدم " آب در کوزه و ما تشنه لبان می گردیم، یار در خانه و ما گرد جهان می گردیم!".......زندگى موقت در اروپا و آمريكا خوبه ولى مهاجرت و موندن دايم اصلا!.... بگذريم ...بعد هم كمى ودكا "ABSOLUT" كه ميگفتن از كردستان عراق مياد زديم و موزيك و رقص ...از باباكرم گرفته تا قاسم آبادى! و جاهلى!...... يه سالى بود اينجور كيف نكرده بودم در جمع خانواده و عزيزان ......بعد هم قورمه سبزى اصل و ته چين مرغ و باقالى پلو با گوشت ......آخر شب هم كه بيليارد..البته شرط سلامتى .... در اواخر ميانسالى، خيلى از اين جمع لذت بردم...وقتى به خواهرم گفتم چه جورى با كار هاى مالى شركت به پخت و پز هم ميرسى گفت هفته اى يه باره!.... روز هاى كارى رو مهمون رستوران هستيم!...كه همه زديم زير خنده.....با خودم فكر كردم چه جمع خوش و شادى دارن....و همه هم فعال .......با مهاجرت تعدادى از اين جمع يه كشور ديگه، اين شادى ديگه وجود نخواهد داشت.............. آخر شب هم شوهر خواهرم منو رسوند گفت يه چيزى ميگم از خنده منفجر شى..گفتم بگو...گفت اين ماشينو 3 سال پيش خريدم 40 ميليون الان ازم 130 ميليون ميخرن!....گفتم مهاجرت نكنى هان اونور از اين خبرا نيست!............من و دامادمون تقريبا هم رشته ايم....اون قبل انقلاب فرهنگى درسش تموم شد ....منم چون 4....5 سالى ازش كم سن تر بودم خوردم به انقلاب فرهنگى !.......نتيجه اش اين شد كه درس من 10 سال بعد تموم شد!.........بهش گفتم شانست خوبه...درس ات هم كه 10 سال زودتر از من تموم شد!......... ادامه داره |
|
+ نوشته شده در
2013/11/18ساعت 18:49 توسط كانادا كليپ |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
درك اشتياق دوستان براى مهاجرت، خصوصا كانادا، انگيزه اى شد تا دورنمايى مختصر از زندگى نو مهاجران (به ويژه ايرانيان در تورنتو )و رويداد هاى كانادا بازگو شود تا شايد كمكى بسيار كوچك به انتخاب و تحليل اين عزيزان در مدتى هر چند كوتاه بنمايد .
از سوى ديگر، مرور گاه و بيگاه تار نما ها و وبلاگ هايى در مورد كانادا ،با عنوان هاى مهاجرت،تحصيل،كار،زندگى.......و ده ها موضوع مفيد ديگر دليلى شد تا تكه كوچك ديگرى از اين جورچين (پازل) مكان يابى شده و با كمك ديگر دوستان به شكلى منطقى و قابل قبول و بدور از ديدگاه هاى شخصى در محل خود قرار گيرد. اميداينكه اين تكه ها درمكان درست جاى گيرند و نقطه اتكايى براى ديگران باشند. |
| پیوندهای روزانه |
|
--- وبلاگ خداحافظ كانادا --- وبلاگ كانادا مدينه فاضله؟!(مهاجرت به کانادا، آری یا نه؟) --- وبلاگ حميد يك متقاضى مهاجرت به كانادا با ويلچر آرشیو پیوندهای روزانه |
|
RSS
|