بريده هايى از زندگى نو مهاجران و رويداد ها در كانادا
به خونه رسيدم ....نگهبان شب هم كه پسر سرايدار بود و كلى حال و احوال كرد...پسر با اراده ايه...صبح ها دانشگاست...و شب ها هم نگهبان شب...باباش هم كه كار هاى شارژ و فضاى سبز وپاركينگ و بام و....غيره رو انجام ميده...يه افغانى هم هست كه آچار بدسته و هفته اى يه بار مياد و همه تعميرات جزيى از قبيل برق و كولرو رادياتور و....اينارو راست و ريست ميكنه....
رفتم و افتادم رو كاناپه و تلويزيون رو روشن كردم..داشت از ديدنى هاى همدان نشون ميداد....اينجا واقعا حس ميكنم خونه ام هست....ولى تو تورنتو انگار كه خوش نشين هستم و موقت.......هيچ چيز جاى وطن و خونه رو حتى  با تمام كاستى هاش نميگيره هر كى هم بگه ميگيره.....خوب ديگه ايرانى نيست و حسابش از ما جدا....

صبح با  يه خواب راحت و بدون استرس(عامل جدايى ناپذير زندگى تورنتويى) بلند شدم..امروز بايستى دنبال تعويض كارت هاى بانكيم برم چون منقضى شدن و بى اعتبار...خوب دوش گرفتم و صبحونه و گرفتن آژانس...يه روز خسته كننده رو پيش بينى ميكنم چون تو تهران كار ادارى اذيت كننده اس....اولين بانك رفتم ..يه بانك دولتى...نوبت گرفتم و وقتى نوبت ام شد به مسول باجه داستان رو گفتم..گفت برو باجه آخر....كارمنده اونجا كارت ملى رو ديد و گفت يه چن دقيقه ديگه كارتت آماده اس...اول فكر كردم ميگه چن روز ديگه ..پرسيدم چن شنبه ميشه؟....گفت همين جا منتظر باش چن دقيقه ديگه آماده اس....خداييش حال كردم!....(تو تورنتو اگه كارتت خراب بشه و كارت جديد بخواى يه چن روزى زمان ميبره..اگه هم EXPIRE بشه خودشون يه هفته جلوتر، كارت جديد رو  فرستادن ولى هر دو ملزم به اينه كه آدرس UP TO DATE باشه)....كارمنده راست ميگفت بعد يه چن دقيقه كارت ام آماده شد و خوش و خندان از بانك اومدم بيرون......مقصد بعديم يه بانك خصوصى بود....اونجا كارمنده گفت كارتت يه ماه اعتبار داره..يه ماه ديگه بيا...جبرا شرايطم رو گفتم و اينكه ايران نيستم..بنده خدا هم خودش از پشت باجه رفت با رييس اش صحبت كرد و همه كار ها رو انجام داد و كارت و حاضر و آماده گذاشت تو پاكت و داد دستم! فقط گفت يادت باشه اگه از اينترنت استفاده ميكنى رمز دوم و شماره كارت عوض شده و اون ها رو SET UP  كن......آقا و خانومى كه شما باشين..كارى كه فكر ميكردم چن روزه انجام شه و به اون هم راضى بودم از يه صبح تا ظهر انجام شد!....... مقدارى پول هم تو حساب هام  ريختم تا از اونور پرداخت هاى ريالى رو رو كه دارم ONLINE انجام بدم......

حالا اگه تو تورنتو بودم مگه ميشد؟...اصلا امكانش نبود ......خودشون كه معذرت ميخوام گوسفندن..رو سرشون  پى پى هم كنن صداشون در نمياد از بس كه محافظه كارن!....ما هم كه اعتراض كنيم  تحويل نميگيرن....چون شهروند درجه دو هستيم! كار رو هم بخواى به قانون و از اين حرف ها و وكيل بكشونى..اصلا ارزشش رو نداره....
يه جور هايى هم ورد زبونشونه"IT'S OUR COMPANY POLICY!" يعنى همينه كه هست ....حالا اگه مودب  باشن يه SORRY هم  آخرش ميزارن!...بگذريم..

ساعت 2 خونه بودم...بيشتر وقت هم تو سنگينى ترافيك گذشته بود..نه براى انجام كار.....خواهرم ديشب زحمت كشيده بود و برام از قورمه ديشب و ته چين گذاشته بود.....يخچال رو باز كردم و غذا ها رو گرم كردم و نوشابه و دوغ آبعلى رو هم زدم تخت اش.....پرده ها رو كنار زدم و چون پذيرايى رو به جنوبه يه آفتاب دلچسب پاييزى كاناپه رو پوشوند با خودم فكر ميكردم دلم براى آفتاب هم تنگ شده...تورنتو كه بيشتر سال بدون آفتابه و تازه آپارتمان منم رو به شماله كه اصلا آفتاب نميگيره!....برا همين هم اونجا همه اش شيرى كه با ويتامين "D" غنى شده ميخورم!..تا دچار پوكى استخون نشم!..

يه چرتكى زدم وبعدش با يكى از آشنا ها كه  دندون پزشكه تماس گرفتم....هر سرى ميام ايران دندونام رو پيشش"CHEKUP"ميكنم...هم كارش خيلى عاليه هم هزينه اش يك سوم كانادا در مياد تازه اونجا هم كه وقت هيچى ندارم چه برسه به دندون پزشكى و نوبت و نوبت كشيو از اينجور چيزا كه ناز دكتر و منشى و ...و غيره رو بكشى كه ميخوان يه ماه طول بدن...
بعد احوالپرسى با دكتر و چاق سلامتى گفت 2 روز صبح بيا كه خلوت تره و همه رو برات چك ميكنم...
تشكر كردم و اولين جلسه رو براى صبح فردا گذاشتم..

ادامه داره

+ نوشته شده در  2013/11/21ساعت 18:17  توسط كانادا كليپ | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
درك اشتياق دوستان براى مهاجرت، خصوصا كانادا،  انگيزه اى شد تا دورنمايى مختصر از زندگى نو مهاجران (به ويژه ايرانيان در تورنتو )و رويداد هاى كانادا بازگو شود تا شايد كمكى بسيار كوچك به انتخاب و تحليل اين عزيزان در مدتى هر چند كوتاه بنمايد .
از سوى ديگر، مرور گاه و بيگاه تار نما ها و وبلاگ هايى در مورد كانادا ،با عنوان هاى مهاجرت،تحصيل،كار،زندگى.......و ده ها موضوع مفيد ديگر دليلى شد تا تكه كوچك ديگرى از اين جورچين (پازل)  مكان يابى شده و با كمك ديگر دوستان به شكلى منطقى و قابل قبول و بدور از ديدگاه هاى شخصى در محل خود قرار گيرد. اميداينكه اين تكه ها درمكان درست جاى گيرند و نقطه اتكايى براى ديگران باشند.

پیوندهای روزانه
--- وبلاگ خداحافظ كانادا
--- وبلاگ كانادا مدينه فاضله؟!(مهاجرت به کانادا، آری یا نه؟)
--- وبلاگ حميد يك متقاضى مهاجرت به كانادا با ويلچر
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
2015/6/22 - 2015/7/22
2015/4/21 - 2015/5/21
2015/2/20 - 2015/3/20
2015/1/21 - 2015/2/19
2014/12/22 - 2015/1/20
2014/4/21 - 2014/5/21
2014/2/20 - 2014/3/20
2014/1/21 - 2014/2/19
2013/12/22 - 2014/1/20
2013/11/22 - 2013/12/21
2013/10/23 - 2013/11/21
2013/9/23 - 2013/10/22
2013/8/23 - 2013/9/22
2013/7/23 - 2013/8/22
2013/6/22 - 2013/7/22
2013/5/22 - 2013/6/21
2013/4/21 - 2013/5/21
2013/3/21 - 2013/4/20
2013/2/19 - 2013/3/20
2013/1/20 - 2013/2/18
2012/12/21 - 2013/1/19
2012/11/21 - 2012/12/20
2012/10/22 - 2012/11/20
2012/9/22 - 2012/10/21
2012/8/22 - 2012/9/21
2012/7/22 - 2012/8/21
2012/6/21 - 2012/7/21
2012/5/21 - 2012/6/20
2012/4/20 - 2012/5/20
2012/3/20 - 2012/4/19
2012/2/20 - 2012/3/19
2012/1/21 - 2012/2/19
2011/12/22 - 2012/1/20
2011/11/22 - 2011/12/21
2011/10/23 - 2011/11/21
2011/9/23 - 2011/10/22
آرشيو
پیوندها
خدا حافظ  كانادا
كانادا ، مدينه فاضله؟!
به سوی کانادا
در راه كانادا
چرا مهاجرت؟ دل نوشته های مهاجرت
مهاجرت موفق به کشور کانادا
راهنماى مهاجرت به كانادا
کانادا سرزمین آرزوها
از مونترال تا ونكوور
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM